KpvQasXqcQYm - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:53
کلیک کنید 67 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری صدای گرم و گیرای هومن تمام خوشی هارابه دلش سرازیر کرد. -سلام خانوم رستگار ، حالتون بهتر شد؟ -ممنون از لطفتون ....بهترم... پریناز زیر چشمی نگاهی به مادرش کرد که تمام حواسش پی او بود.- - خانوم رضایی زحمت کشیدید جویای احوالم بودید. هومن خشک و جدی گفت: -ظاهرا...
jEGbPDafro - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:52
کلیک کنید 66 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری مگه قرار نبود روز بعد زنگ «: حتی از مژگان هم خبری نبود ،با خود گفت صدای مادرش او را از افکار درهم و بر هم »... بزنه ، تا برم خونه ی مژگان بیرون آورد -پریناز بازم که موبایلت خاموشه ....خانوم رضایی زنگ زده میخواد حالت رو بپرسه... پریناز با شنیدن اسم خانوم ر...
gFrFzqzflo - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:52
کلیک کنید 65 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری -چه عجب بالاخره اومدی چرا اون موبایل کوفتیت خاموش بود.هزار بار به منیر خانوم زنگ زدم اونم همش اشغال بود تو آخر سر منو دق میدی.....مادرش میگفت و میگفت ....اما پریناز دیگر هیچ صدایی نمی حالم از دختر های « . شنید . حرفهای هومن در سرش به دروان افتاد بود ».......
bXkxALGRRl - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:52
کلیک کنید 64 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری - نه نیستم .....به خدا حرفهاش دروغ بود. -من کاری به راست ودروغش ندارم....اما حضور تو این وقت شب ،با یه پسر عوضی تو ی یه کوچه ی خلوت وتاریک، چیزه دیگه ایی میگه.... وقتی پدرت گفت باید به هم محرم بشیم فکر کردم باید از خانواده ی معتقدی باشی و به یه سری اصول پ...
DoZBvczMDVWa - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:51
کلیک کنید 63 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری -این که پسر آقا کمالیه.... بازم شر درست کرده انگار نمی خواد آدم بشه....؟ یکی از حاضرین میانجی شد و پدارم رو که مثل بچه ایی در دستان هومن اسیر شده بود بیرون آورد. -ولش کن جوون ...توکه کشتشیش... پدارم تو هم شر درست نکن واسه ی اون پیرمرد بدبخت ،بیا برو رد کا...
GKtVuylhzrx - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:51
کلیک کنید 62 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری هومن با شنیدن این حرف طوفانی شد و مانند صاعقه برسر پدارم فرود آمدو مشتی به دهان او کوبید، که باعث شد خون از گوشه ی لب او جاری شود. - مرتیکه تو چه ز...ری زدی.....هان جرات داری یه بار دیگه بگو... پدارم با دست خون کنار لبش را پاک کردو آب دهانش را به شکل چندش...
dlmWjdSXe - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:51
کلیک کنید 61 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری دستش را رو قفسه ی سینه اش گذاشت، نفسی تازه کرد پدارم دیگر در چند قدمی او بود. پدارم با نفسی خسته خود را به او رساند -اگه تا آخر دنیا هم بری دنبالت میام، پری.. من پریناز با نفس های خسته بریده بریده گفت: -ترو جون هرکی دوست داری دست از سرم بردار من پری تو نی...
UixErewgMQs - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:50
کلیک کنید 60 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری -پدارم شر درست نکن بیا بریم.... عباس تو خفه شو ....لطفا ،بعدم گمشو ....مگه خودت نگفتی اگه عاشقشم برم جلو بهش بگم... عباس شرمنده نیم نگاهی به پریناز کرد و سرش را به زیر انداخت.با خود گفت: آخه منه احمق از کجا می دونستم طرف ادم حسابیه.....از این لش های خبابو...
zpmRDGWLDX - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:50
کلیک کنید 59 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری -باشه اما اول اوکی رو بده بعد می تونی بری... پریناز با حرص و دندانهای به هم فشرده گفت: -به همین خیال باش ، لنگه کفشم هم سهم تو نیست.... پدارم به حالت نمایشی دستی لای موهای بلندش کشید. سرش را به زیر انداخت... -ولی اگه تو محل چو افتاد که با من تریپ عشق و عا...
eQkmnwFVS - تاریخ: 1398/5/5 ساعت: 21:49
کلیک کنید 58 [ T y p e h e r e ] همسایهی پری -ولش کن پدارم ،من این دختررو تو محل دیدم، این از اون دختر های لشی که با تو دوست میشن نیست ، -چی میگی تو... خودم می دونم واسه همینه که خاطرش رو می خوام حسابش با دختر ها ی لش و لوش محله که با هاشون دوست هستم و رابطه دارم تومنی دوزار فرق داره..... پرینازشالش...